visit
سایت دکتر معتمدی
  ژست خودکشی در میان دختران!
منبع: روزنامه اعتماد: شماره 53چهارشنبه23 مرداد 1381

بررسی علل خودکشی در میان دختران

صدای ناله زنی در بیمارستان به گوش می رسد. او فریاد می زند دخترم را نجات دهید. من فقط لاله را در زندگی ام دارم. پرستاران شلنگهای مخصوص شست و شوی معده را می آورند و ماسک اکسیژن را به دهان لاله 22 ساله وصل می کنند. مادر لاله می خواهد وارد اتاق شود اما اجازه نمی دهند، او ناامید و پریشان به روی صندلی می نشیند و می گوید: می خواستم لاله را به عقد مردی درآورم که بسیار پولدار بود، اما او نمی پذیرفت. هرچه اصرار کردم زیر بار نمی رفت تا این که یک روز مرا تهدید کرد و گفت: اگر مجبورم کنی با مردی که 20 سال از خودم بزرگتر است ازدواج کنم، خودکشی می کنم. حرفش را باور نکردم و گفتم: تو باید با او ازدواج کنی و از خانه بیرون رفتم. وقتی برگشتم، لاله وسط آشپزخانه افتاده بود و بسته خالی قرص والیوم نیز در دستش بود. زن گریه می کرد و می گفت: اگر زنده بماند، با هرکس که بخواهد می تواند ازدواج کند.
آمارهای منتشر شده از سوی محققان نشان می دهد که زنان 3 برابر مردان خودکشی می کنند، کارشناسان معتقدند: فشارهای روحی و روانی، اجبار در ازدواج و... از جمله عوامل خودکشی در زنان است.
دکترغلامحسین معتمدی، روانپزشک در این خصوص می گوید: عوامل گوناگون روانشناختی، اجتماعی و فرهنگی در میزان بروز خودکشی و چگونگی نگاه به آن موثر است. مثلا در جوامع اسلامی به علت آن که خودکشی از گناهان کبیره است میزان خودکشی کمتر است. البته عواملی چون ازدواج موفق مانع از خودکشی می شود اما در هنگام وقوع بحران های اقتصادی یا بروز بیماری های جسمی و روانی آمار خودکشی افزایش می یابد.
اما در میان دختران جوان برخی از عواملی که خودکشی و اقدام به آن را بالا می برد متفاوت است، سابقه اقدام به خودکشی خود یا اعضای خانواده، بروز افسردگی، اعتیاد، تغییرات ناگهانی در زندگی، فقدان یا جدایی، قرار گرفتن در معرض خشونت، وجود اختلافات خانوادگی شدید و شکست های عاطفی از جمله عوامل خودکشی در میان دختران جوان است.
وی می افزاید: در میان زنان جوان متاهل درگیری با همسر و بیکاری همسر و مشکلات زناشویی از علل عمده خودکشی محسوب می شود. در این میان اختلالات عمده یا متوسط روانی نقش بسزایی دارد. علاوه بر افسردگی بیماری اسکیزوفرنی (اختلال شخصیتی که در دختران جوان بیشتر دیده می شود و همراه بی ثباتی عاطفی و رفتاری است) نیز در مواقع بحرانی منجر به اقدام به خودکشی می شود.
در بسیاری از دختران جوان که به دنبال مشکلات متوسط دست به خودکشی می زنند در حقیقت با پدیده «ژست خودکشی» روبرو هستیم که انگیزه زیربنایی آن ممکن است جلب توجه، انتقام گرفتن، تقلید از دیگران، بحران هویت و... باشد. به هر حال در کلیه موارد خودکشی یک عنصر مهم و موثر «ناامیدی» است که در صورت برخورداری از شدت و مدت قابل توجه یکی از مهمترین عوامل پیش بینی کننده خودکشی در درازمدت است.
پژوهش های انجام شده در ایران نیز موید آن است که در کلیه موارد خودکشی نسبت زن ها به مردان فزونی داشته است و تقریبا نسبت 5 به 2 دارد. اما میزان موفقیت دختران کمتر است. در پژوهش های کشورهای توسعه یافته با افزایش سن، خطر خودکشی نیز افزایش می یابد و زنان بالاتر از 55 سال در معرض خطر بیشتری هستند. ولی اکثر پژوهش های انجام شده در ایران نشان می دهد که میانگین سنی کمتر از 30 سال بوده و به طور متوسط 20 تا 25 سال است و در موارد قابل ملاحظه ای سنین پایین تر حتی تا 11 و 15 سالگی را نیز در برمی گیرد. در تحقیقی که در این مورد انجام شده بود تقریبا در حدود 58 نفر 18 ساله، 214 نفر 18 تا 24 ساله، 166 نفر 24 تا 25 ساله و 122 نفر 25 به بالا بودند. این آمار خود موید این مطلب است که میانگین سن خودکشی بین 20 تا 25 سال است.
دکترمعتمدی متذکر می شود در چند پژوهش داخلی نشان داده شده است در میان دختران جوان خودکشی بعد از حوادث دومین علت مرگ و میر است حال آن که در میان مردان چنین نیست. اگر شیوع بالای اقدام به خودکشی را در میان زنان در نظر بگیریم اهمیت این موضوع از لحاظ آسیب شناسی اجتماعی و روانی بیشتر می شود. روش های به کار گرفته شده برای خودکشی و اقدام به خودکشی در میان دختران جوان بر اساس پژوهش های داخلی اکثرا توسط مسمومیت با دارو، سموم و نیز خودسوزی بوده است. آمارها نشان می دهد از بین 560 خودکشی 209 مورد خودسوزی دختران بوده و 155 مورد مسمومیت.
خودسوزی روشی است که دختران بیشتر به دلیل حساسیت روحی که دارند، خودسوزی می کنند و یا به وسیله قرص و مسمومیت خودکشی می کنند که اگر با قرص باشد زود نجات پیدا می کنند ولی در مورد خودسوزی یا نجات پیدا می کنند یا اگر نجات پیدا نکردند به طرز فجیعی کشته می شوند ولی مردان بیشتر با اسلحه و یا حلق آویز کردن خودکشی می کنند.
دکتر امان قرایی مقدم نیز علت خودکشی دختران را در شهرهای مختلف، متفاوت می داند و می گوید: در استان هایی چون ایلام، لرستان و کرمانشاه دختران گاهی به عوامل مختلفی مثلا مخالفت با ازدواج با فرد دلخواه، تهمت ناروا به دوست پسر داشتن، ازدواج اجباری فشار مادرشوهر اقدام به خودسوزی می کنند. صرف نظر از عواملی چون فقر و نداشتن جهیزیه که خود از عوامل خودکشی دختران است به نظر می رسد اختلافات خانوادگی و تهمت های ناروا خود عامل مهم تری در خودکشی بوده است. آمارها نشان می دهد که از 508 خودکشی انجام شده 208 نفر به دلیل اختلاف خانوادگی، 49 نفر اختلالات روانی، 44 نفر افسردگی، 66 نفر شکست در عشق، 31 نفر ازدواج تحمیلی، 78 نفر فقر اقتصادی و 67 نفر به دلیل اعتیاد دست به خودکشی زده اند. ولی مهمترین عوامل خودکشی در دختران سرکوفت ها، فشار روحی روانی، ازدواج اجباری، شکست در عشق و در نتیجه سرکوب شدن است.
دکتر قرایی می افزاید: در تهران و شهرهای بزرگ با وجود این که عوامل اقتصادی هم موثر است اما ناکامی ها در عشق، ناامیدی به وضع آینده ای که دختران نسبت به ازدواج و بچه دار شدن خود دارند آمار خودکشی دختران را بالا می برد. اصولا خودکشی در افراد مجرد خیلی بیشتر از افراد متاهل است. چون افراد متاهل وابستگی خانوادگی به همسر و فرزند خود دارند ولی افراد مجرد فاقد این وابستگی ها هستند. همچنین خودکشی بین افرادی که ایمان قوی دارند خیلی کمتر از افراد لامذهب است.
وی ادامه داد: از نظر جامعه شناسان هرگاه فرد همبستگی خود را با جامعه از دست بدهد مثل یک بادکنک است که نخ های او را به اطراف وصل کرده اند و حالا بریده می شود.
دختری که احساس می کند در جامعه به او ظلم می شود و یا دختران پسرنمایی که احساس حقارت و پستی می کنند و احساس می کنند برای هیچکس ارزشی ندارند، فردی که دچار بی هنجاری شده، یعنی هیچ چیز دیگری وجود ندارد که او را به دیگران متصل کند و هیچ دلبستگی به اطرافیان و جامعه ندارد در نتیجه دست به خودکشی می زند. مهمترین عواملی که می توان در مورد خودکشی دختران مطرح کرد بی هنجاری و فروریختگی از ارزش هایی است که داشته اند. با توجه به این که در کشورمان 5 / 2 میلیون پسر مجرد و 5 میلیون دختر مجرد داریم یعنی 5 / 2 میلیون دختر اضافه داریم و با توجه به شکست ها و تحقیرهایی که از طرف والدین به دختران وارد می شود و نرسیدن به امیالی که جامعه اجازه و فرصت رسیدن به آنها را نمی دهد مسلم است دختری که آینده خود را چنین می بیند دست به خودکشی می زند.
فربد فدایی نیز معتقد است برخلاف تصور رایج بیشتر موارد خودکشی منجر به مرگ مربوط به مردان بالای 45 سال می شود. آمار موارد خودکشی منجر به مرگ در زنان و دختران یک سوم مردان است اما در سالهای اخیر روند رو به افزایشی در میزان خودکشی زنان و دختران جوان ملاحظه می شود که آن را می توان تا حدودی به دلیل افزایش فشارهای اجتماعی روی این گروه دانست. در حال حاضر دختران هم وارد رقابت های تحصیلی و شغلی شدند در حالی که این موضوع تا چند دهه پیش مختص مردان بود.
میزان اقدام به خودکشی در زنان و دختران 8 برابر بیشتر از مردان است اما همان طور که گفته شد خودکشی منجر به مرگ در مردان 3 برابر زنان است از این رو می توان نتیجه گرفت که بخش عمده اقدام به خودکشی در زنان و دختران اقدام به مردن نیست بلکه به نوعی فریاد برای کمک خواستن است. با توجه به محدودیت هایی که در همه جوامع جهانی برای زنان و دختران نسبت به مردان وجود دارد آنان در برخورد با مشکلات مختلف زندگی برای نمونه مشکلات تحصیلی، عاطفی و مشکلات شغلی راهی به جز اقدام به خودکشی نمی بینند.
دکتر فدایی می گوید: خودکشی خیلی از اوقات به عنوان راهی برای گریز از مسئولیت ها، راهی برای تنبیه شدن یا ایجاد ترحم و ایجاد ترس در دیگران به کار می رود. با توجه به این که در چند دهه اخیر زنان و دختران جامعه ما با مشکلات زیادی از نظر رقابت تحصیلی و شغلی با مردان روبرو بوده اند پس افزایش میزان خودکشی در آنان چه به صورت خودکشی منجر به مرگ قابل توجیه است و این زنگ خطری است برای مسئولان تا در جست و جوی راه حل هایی برای کاستن از فشارهای فزاینده خانوادگی و اجتماعی و کاهش محدودیت های مختلف برای زنان و دختران باشند.
البته در اینجا نقطه امیدی به چشم می خورد و آن هم این است که در کشورهای صنعتی غربی از یک دهه پیش تاکنون برخلاف پیش بینی های جامعه شناختی آمار خودکشی سیر نزولی داشته است.
علت این امر آگاهی بیشتر پزشکان از بیماری افسردگی و عوارض آن و استفاده به موقع از داروهای ضدافسردگی است.

نسخه چاپی

صفحه اصلی